در تاریخ پنجشنبه 20شهریور93 جلسهای با حضور معاونت فرهنگی شورای سیاستگذاری ائمهجمعه؛ حجهالاسلام موسوی دامغانی کارفرمای دانشنامه نماز جمعه، حجهالاسلام دکتر شریعتی ناظر دانشنامه و حجهالاسلام دکتر برجی مدیر علمی داشنامه و اعضای شورای علمی دانشنامه حضرت آیت الله سید احمد حسینی، حجه الاسلام دکتر سید علی حسینی، حجهالاسلام حیدری و جناب آقای صادقی جهت ارائه گزارش از روند پیشرفت دانشنامه نمازجمعه برگزار شد.
سید بزرگوار و عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام و المسلمین، شهید عظیم الشأن، مرحوم حاج سید اسد اللَّه مدنى- رضوان اللَّه علیه- همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقین شقی به شهادت رسید.
دون استوارت، ترجمه ی محمد کاظم رحمتی
چکیده: مطالعه حاضر بر این مدعا است که پنج رساله تألیف شده در باب حکم فقهی نماز جمعه در سنت امامیه که میان سالهای 1555/962 و 1563/966 در میانهی دوران سلطنت شاه طهماسب، جملگی حاصل بخشی از منازعهی تند بر سر تصدی منصب شیخ الاسلامی قزوین، پایتخت صفویه است. تحلیل تفصیلی چهار رسالهی نخست و شرایط تاریخی که رساله ها در آن تألیف شده اند، مبتنی بر مقاله ای که در 1996 که اثر پنجم بحث کرده، تاثیر سیاست و رقابت علمی بر نگارش متون فقه اسلامی و دیگر علوم، اسلوب های بلاغی استفاده شده توسط فقیهان در رقابت برای کسب مناصب و اهمیت بدست آوردن حمایت عالمان برای مشروعیت بخشی به حکومت و دین رسمی مدلل شده است.
مسجد جامع اردستان بنايي تاريخي است و در مركز محله محال اردستان و در شمال استان اصفهان واقع شده و از كهن ترين مساجد ايران است كه نخستين مسجد دوطبقه تاريخ اسلام مي باشد و دومين مسجد چهار ايواني جهان اسلام كه در دوره سلجوقي بنا گرديده است. هر چند قبل از اين اين مسجد به شكل عربي بوده اما در سال 553ه.ق به شكل چهار ايواني درآمده است و معمار بنا استاد محمود اصفهاني است.
مسجد جامع اردستان به سبك مسجد جامع اصفهان، شيوه رازي، بنا شده واكنون مسجدي چهارايواني است. اين مسجد ورودي هاي متعددي دارد. ورودي اصلي كه دالان طويلي است‚ در گوشه جنوب غربي مسجد قراردارد كه ازيك سو به محله فهره‚ واز سوي ديگر به دشت محال راه دارد. نماي اين ورودي از يك قوس ‚ دو طاق نماي محرابي شكل ‚دولچكي ‚دونيم ستون آجري ‚دو قاب تزييني ودو سكوي آجري تشكيل شده است. ادامه مطلب
شماری از صاحب نظران و فقیهان, به طور کلی نسبت به عملکرد و دیدگاههای عالمان مورد احترام حکومت, حساس بودند و دیدگاههای فقهی آنان را مورد نقد و بررسی قرار میدادند. از باب نمونه:
ملاعبدالله تستری (م.1021) از شاگردان برجسته محقق اردبیلی, وقتی که به اصفهان آمد, مورد احترام شاه عباس قرار گرفت و شاه برای وی مدرسه ای ساخت که شمار بسیاری در این مدرسه به فراگیری علوم اسلامی پرداختند.[1]ملاّعبداللّه, فتواهای گوناگونی داشته که پاره ای از آنها مورد مخالفت ماجد شیبانی, قرار گرفته است, از جمله: ادامه مطلب
رساله «العقد الطهماسبی» نیز به بحث از وجوب نمازجمعه و ضرورت اقامه آن پرداخته است. آشکار است که وی این موضوع را برای وادار کردن بیشتر شاه طهماسب به اقامه نمازجمعه در شهرهای ایران نوشته و یقیناً با اعتقادی که شاه طهماسب به وی داشته، این دیدگاه روی شاه طهماسب تأثیر گذاشته است. در آنجا از دولت صفوی هم ستایش کرده است.
رسول جعفریان
چند روز قبل دانشجویی زنگ زد و گفت که در باره خطبه های نماز جمعه از دوره صفوی چه می دانید. مقصودش این بود که در این زمینه تکلیفی دارد و کمک می خواست. من هم که طبق معمول بدجواب هستم، گفتم: ببین عزیزم! من هرچه در این باره می دانستم در کت
اب صفویه در عرصه فرهنگ و سیاست آورده ام. بعد از آن هم دیگر کاری انجام ندادم. تلفن تمام شد.
شب به دلیل بیکاری شروع به جستجو در فایل های دیجیتالی می کردم. نگاهم به نسخه ای از مرحوم فیض کاشانی افتاد که مجموعه ای از خطبه های نماز جمعه را انشاء کرده بود. طبعا به آن دانشجو دسترسی نداشتم. اما حالا این مطالب را می نویسم، و با این که فکر می کنم قبلا هم در باره فیض و این کتابش در کتاب صفویه یادی کرده ام، نکاتی را یادداشت می کنم شاید ببیند و بکارش بیاید.
پیش از این، یک نکته دیگر را هم بگویم. زمانی مرحوم آیت الله احمدی میانجی به بنده می فرمود که من و آسید مهدی [مقصودش آیت الله سید مهدی روحانی دوست چهل ساله اش بود] به آمیرز علی [یعنی آیت الله مشکینی امام جمعه قم، اصطلاحی که از قدیم بین خودشان متداول بود] می گوییم: آمیزرا علی! امیر المؤمنین (ع) خطبه هایش کوتاه بود. شما هم سعی کن خطبه های نماز جمعه را کوتاه بخوان. الحق آقای مشکینی رعایت می کرد و شاید در بین ائمه جمعه ای که دیده بودیم، کوتاه ترین خطبه ها را داشت. شاید زمان دو خطبه اش متوسط بین 25 دقیقه تا 35 دقیقه بود.
حالا که خطبه های انشائی فیض را نگاه می کنم، معلوم می شود اصل خطبه نماز جمعه عبارت از حمد و ثنای الهی به علاوه دعوت به تقوا و صلوات بر معصومین است. اما باقی مسائل نه معمول بوده و نه الزامی. خطبه دوم هم حمد و ثنای الهی بوده و نصیحت کوتاه و بعد هم صلوات بر ائمه که البته اهل سنت بر خلفا درود می فرستادند. طبعا همه در دورد و ثنا بر خدا و پیامبر (ص) مشترک بودند. اهل سنت، اسم خلفا یا امیران وقت را هم می آوردند و همین که در اخبار تاریخی هست که اسم او را در خطبه می آوردند، مقصودشان همین است.